سلام
حتما تا به حال اسم لاست را شنیده اید چون در این روزها کمتر جایی میشود دید که ازلاست اسمی نباشد به همین خاطر من این سریال را تهیه کردم و شروع به دیدن .
واقعا حرف نداره یعنی تا سریال را تا اخر نبینید فکر می کنید کار ناتمامی دارید و انچنان در سریال غرق و از گذشت زمان غافل می شوید که زمانی که تماشا را متوقف می کنید خواهید دید که ساعت های طولانی گذشته است . خود من وقتی به دیدن سریال می نشینم از ساعت غافل می شوم و می بینمن ساعت ۴ صبح است و صدا زدن های مادرم که بیا بخواب انقدر فیلم نبین و ..... اما من انچنان در سریال غرق میشوم که دیگر نمی توانم از دیدنش دست بکشم . خوب به انهایی که این سریال را ندیدن توصیه میکنم حتما تهیه کنند و این سریال زیبا و مجذوب کننده را ببینند . موضوع سریال=
از این قراره که یکسری آدم درحین پرواز با هواپیما در مسیر استرالیا هستند که هواپیما مشکل پیدا میکنه و سقوط میکنه در یک جزیره ناشناخته . هیچ کسی هم دیگه این کسایی رو که افتادن تو این جزیره پیدا نمی کنه و خلاصه این 40 نفر آدم مجبور میشن تو این جزیره به هر طریقی شده خودشو زنده نگه دارن و کم کم زندگی جدیدی رو اونجا بر پا کنند. سریال پر از لحظه های جالبه که شما رو پای سریال میخکوب میکنه . نکته جالب فیلم اینه که در این جزیره اتفاقات عجیبی هم میفته که سریال رو عجیب تر و جذاب تر کرده ...
سلام این پست برای شوخی لطفا جوگیر نشوید مخصوصا(پ..س.رها)
همسر اینده ام
می توانی خوشحال باشی، چون من دختر کم توقعی هستم.
اگر می گویم باید تحصیلکرده باشی، فقط به خاطر این است که بتوانی خیال کنی بیشتر از من می فهمی!
اگر از تو توقع دیگری ندارم، به خاطر این است که به تو ثابت کنم چقدر برایم عزیزی!
خوب اگه یک زن کم توقع می خواهید این هم شرایط جواب پسر کم توقع =
اگر می گویم باید خوش قیافه باشی، فقط به خاطر این است که همه با دیدن ما بگویند"داماد سر است!" و تو اعتماد به نفست هی بالاتر برود!
اگر می گویم باید ماشین بزرگ و با تجهیزات کامل داشته باشی، فقط به این خاطر است که وقتی هر سال به مسافرت دور ایران می رویم توی ماشین خودمان بخوابیم و بی خود پول هتل ندهیم!
اگر از تو خانه می خواهم، به خاطر این است که خود را در خانه ای به تو بسپارم که تا آخر عمر در و دیوارآن، خاطره اش را برایم حفظ کنند و هرگوشه اش یادآور تو و آن شب باشد!
اگر عروسی آن چنانی می خواهم، فقط به خاطر این است که فرصتی به تو داده باشم تا بتوانی به من نشان بدهی چقدر مرا دوست داری و چقدر منتظر شب عروسیمان بوده ای!
اگر دوست دارم ویلای اختصاصی کنار دریا داشته باشی، فقط به خاطر این است که از عشق بازی کنار دریا خوشم می آید... جلوی چشم همه هم که نمیشود!
اگر می گویم هرسال برویم یک کشور را ببینیم، فقط به خاطر این است که سالها دلم می خواست جواب این سوال را بدانم که آیا واقعا "به هرکجا که روی آسمان همین رنگ است"؟! اگر تو به من کمک نکنی تا جواب سوالاتم را پیدا کنم، پس چه کسی کمکم کند؟!
و بالاخره...
اگر جهیزیه چندانی با خودم نمی آورم، فقط به خاطر این است که به من ثابت شود تو مرا بدون جهیزیه سنگین هم دوست داری و عشقمان فارغ از رنگ و ریای مادیات است.



اگر می گویم خوشگل و خوش هیکل باشی به خاطر این است که فقط با دیدن تو دست و پام را گم کنم.
اگر می گویم ماشین لازم نداریم به خاطر این است که بیشتر تحرک داشته باشی چون نمیخوام هیکلت از ریخت بیافتد و من به زنهای دیگر نگاه کنم.
اگر می گویم که خانه ی پدرت زندگی کنیم به خاطر این است که خاطرات شیرینی از آنجا داری و نمیخواهم آن خاطرات را برایت تلخ کنم.
اگر عروسی ساده را پیشنهاد میکنم به خاطر این است که هزینه ی اون را به امور خیریه بدهم( دوست دختر های آقا داماد).
اگر به فکر خریدن ویلا کنار دریا نیستم به خاطر این است که خدای نکرده نخواهی که ویلا را به نام تو بخرم چون اینقدر دوستت دارم نمیتونم بگم نه.
اگر به کشور های دیگر سفر نمیکنیم به خاطر این است که من با دوست دختر هام به اکثر کشور ها سفر کرده ام. نگران نباش همه جا آسمان همین رنگ است.
اگر میخواهم که بهترین جهیزیه را فراهم کنی فقط به خاطر این است که جلوی خانواده ی من سربلند باشی وگرنه ما که قرار است در خانه ی پدری تو زندگی کنیم.
به کسی بر نخوره فقط جنبه ی طنز داشت....!!!



۱: روزهای تعطیل مثل بقیه روزها ساعتتون رو کوک کنین تا همه از خواب بپرن! این روش برای افرادی که غیر از سادیسم، رگههایی از مازوخیسم هم دارن پیشنهاد میشه
۲: سر چهارراه وقتی چراغ سبز شد دستتون رو روی بوق بذارین تا جلوییها زودتر راه بیفتن
۳: وقتی میخواین برین دست به آب، با صدای بلند به اطلاع همه برسونین
۴: وقتی از کسی آدرسی رو میپرسین بلافاصله بعد از جواب دادنش جلوی چشمش از یه نفر دیگه بپرسین
۵: کرایه تاکسی رو بعد از پیاده شدن و گشتن تمام جیبهاتون، به صورت اسکناس هزاری پرداخت کنین
۶: همسرتون رو با اسم همسر قبلیتون صدا بزنین
۷: جدول نیمه تمام دوستتون رو حل کنین
۸: توی اتوبان و جاده روی لاین منتهی الیه سمت چپ با سرعت ۵۰ کیلومتر در ساعت حرکت کنین
۹: وقتی عده زیادی مشغول تماشای تلویزیون هستن مرتب کانال رو عوض کنین
۱۰: از بستنی فروشی بخواین که اسم ۵۴ نوع از بستنیها رو براتون بگه
۱۱: در یک جمع، سوپ یا چایی رو با هورت کشیدن نوش جان کنین
۱۲: به کسی که دندون مصنوعی داره بلال تعارف کنین
۱۳: وقتی از آسانسور پیاده میشین دکمههای تمام طبقات رو بزنین و محل رو ترک کنین
۱۴: وقتی با بچهها بازی فکری میکنین سعی کنین از اونها ببرین
۱۵: موقع ناهار توی یک جمع، جزئیات تهوع و ﴿گلاب به روتون﴾ استفراغی که چند روز پیش داشتین رو با آب و تاب تعریف کنین
۱۶: ایدههای دیگران رو به اسم خودتون به کار ببرین
۱۷: بوتیک چی رو وادار کنین شونصد رنگ و نوع مختلف پیراهنهاش رو باز کنه و نشونتون بده و بعد بگین هیچکدوم جالب نیست و سریع خارج بشین
۱۸: شمعهای کیک تولد دیگران رو فوت کنین
۱۹: اگه سر دوستتون طاسه مرتب از آرایشگرتون تعریف کنین
۲۰: وقتی کسی لباس تازه میخره بهش بگین خیلی گرون خریده و سرش کلاه رفته
۲۱: صابون رو همیشه کف وان حمام جا بذارین
۲۲: روی ماشینتون بوقهای شیپوری نصب کنین
۲۳: وقتی دوستتون رو بعد از یه مدت طولانی میبینین بگین چقدر پیر شده
۲۴: وقتی کسی در یک جمع جوک تعریف میکنه بلافاصله بگین خیلی قدیمی بود
۲۵: چاقی و شکم بزرگ دوستتون رو مرتب بهش یادآوری کنین
۲۶: بادکنک بچه هارو بترکونین
۲۷: مرتب اشتباهات لغوی و گرامری دیگران هنگام صحبت رو گوشزد کنین و بخندین
۲۸: وقتی دوستتون موهای سرش رو کوتاه میکنه بهش بگین که موی بلند بیشتر بهش میاد
۲۹: بچه جیغ جیغوی خودتون رو به سینما ببرین
۳۰: کلید آپارتمان طبقه ۱۳ تون رو توی ماشین جا بذارین و وقتی به در آپارتمان رسیدین یادتون بیاد! ﴿این روش هم جنبه هایی از مازوخیسم در بر داره
۳۱: ایمیلهای فورواردی دوستتون رو همیشه برای خودش فوروارد کنین
۳۲: توی کنسرتهای موسیقی بزرگ و هنری، بی موقع دست بزنین
۳۳: هر جایی که می تونین، آدامس جویده شده تون رو جا بذارین! ﴿توی دستکش یا کفش دوستتون بهتره
۳۴: حبه قند نیمه جویده و خیستون رو دوباره توی قنددون بذارین
۳۵: نصف شبها با صدای بلند توی خواب حرف بزنین
۳۶: دوستتون که پاش توی گچه رو به فوتبال بازی کردن دعوت کنین
۳۷: عکسهای عروسی دوستتون رو با دستهای چرب تماشا کنین
۳۸: پیچهای کوک گیتار دوستتون رو که ۵ دقیقه دیگه اجرای برنامه داره حداقل ۲۷۰ درجه در جهات مختلف بچرخونین
۳۹: با یه پیتزا فروشی تماس بگیرین و شماره تلفن پیتزا فروشی روبروییش که اونطرف خیابونه رو بپرسین
۴۰: شیشه های سس گوجهفرنگی و هات سس فلفل رو عوض کنین
۴۱: موقع عکس رسمی انداختن برای هر کس جلوتونه شاخ بذارین
۴۲: توی ظرفهای آجیل برای مهموناتون فقط پستهها و فندقهای دهان بسته بذارین
۴۳: شونصد بار به دستگاه پیغام گیر تلفن دوستتون زنگ بزنین و داستان خاله سوسکه رو تعریف کنین
۴۴: توی روزهای بارونی با ماشینتون با سرعت از وسط آبهای جمع شده رد بشین
۴۵: توی جای کارت دستگاههای عابر بانک چوب کبریت فرو کنین
۴۶: جای برچسبهای قرمز و آبی شیرهای آب توالت هتلها رو عوض کنین
۴۷: یکی از پایههای صندلی معلم یا استادتون رو لق کنین
۴۸: توی مهمونیها مرتب از بچه چهار ساله تون بخواین که هر چی شعر بلده بخونه
۴۹: چراغ توالتی که مشتری داره و کلید چراغش بیرونه رو خاموش کنین
۵۰: ورقهای جزوه ۳۰۰ صفحهای دوستتون که ازش گرفتین زیراکس کنین رو قاطیپاتی بذارین، یه بر هم بزنین، بعد بهش پس بدین




به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از سایت خبری ایندیا اکسپرس، برخی از رسانههای خارجی، اخیرا در پی مرگ «مایکل جکسون»، خبرهایی در رابطه با ساخت زندگینامه این خواننده پاپ و بازی «جانی دپ» در نقش او منتشر کردند.
«جانی دپ» که بیش از همه برای بازی در فیلمهای «تیم برتون» شهرت دارد، ضمن تکذیب این خبر گفت: به هیچ وجه قصد بازی در نقش «مایکل جکسون» را ندارم.
وی افزود: فکر هم نمیکنم که روح «جکسون» علاقه داشته باشد که من نقش او را بازی کنم.
به گزارش فارس، «جکسون»، بر اثر ایست قلبی در سن 51 سالگی درگذشت.
به گزارش سرویس «حوادث» خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، این زن که خواست نامش فاش نشود، در گفتوگو با خبرگزاری آسوشیتدپرس ، یادآور شد: دو سال پیش از همسرم به دلیل اختلافات بر سر مسایل مالی و اخلاقی جدا شدم و تاکنون زندگی خوبی داشتم.
این زن در ادامه اضافه کرد: سه روز پیش هنگامی که مشغول قدم زدن در پارک نزدیک منزلم بودم، سگی به من حمله کرد و قسمتی از گوشت صورتم را کند.
به گزارش ایسنا، این زن 50 ساله ادامه داد: در یک نظر متوجه قلاده و اسم روی آن شدم و فهمیدم این سگ به همسر سابقم تعلق دارد.
گفته میشود، این زن با تنظیم دادخواستی از همسر سابقش به دادگاه شکایت کرد و قاضی این پرونده این مرد را که 45 سال دارد به اتهام ترغیب سگش برای گاز گرفتن همسر سابقش به پرداخت جریمه نقدی یک میلیون دلاری و پنج سال زندان محکوم کرد.

به گزارش ایسنا، این مرد 49 ساله که در دو رستوران و یک مرکز خدماتی مشغول به کار است، قصد دارد تا با خرید یک لیموزین گرانقیمت و یک خانه بزرگ مابقی عمر خود را در راحتی بگذراند. 
نابغه 9 ساله چینی، خردسال ترین دانشجوی دانشگاه "بپتیست" هونگ کونگ شناخته شد.
برادر 13 ساله "مارس" نیز در دانشگاه "آکسفورد"پذیرفته شد.
به گزارش روز چهارشنبه گروه حوادث ایسکانیوز:"مارس بوئدیهارجو" پسر دو رگه چینی – اندونزی در هونگ کونگ زندگی می کند و به تازگی در آزمون دکترای دانشگاه "بپتیست" پذیرفته شده است.
نابغه 9 ساله که علاقه زیادی به ریاضی دارد پنج سال تمام در این رشته درس خواند و با کمک خودآموز به مهارت حیرت انگیزی رسید.
وی پس از پذیرفته شدن در آزمون دانشگاه،دیروز با لباس ویژه ای که برایش خیلی گشاد بود کنار همکلاسان 18 سال به بالا نشست.مارس می گوید:درسها خیلی آسان است و حوصله ام را سر می برد!
مقام های دانشگاه"بپتیست" یک برنامه 5 ساله آموزشی برای نابغه خردسال دردستور کار خود دارند اما ابراز نگرانی کردند و گفتند:"مارس" به خاطر سن بسیار کم، توان برقراری ارتباط با همکلاسان بزرگسال را ندارد و ممکن است پس از مدتی منزوی شود.بنابراین به یک همبازی نیاز دارد.
قرار است مدیر یک دبستان به منظور ارتباط وی و بازی با هم سالانش با دانشگاه "هونگ کونک" همکاری کند.گفته می شود پیش از این،برادر 13 ساله "مارس" در دانشگاه "آکسفورد"پذیرفته شد.
هموطن سلام - صدها نفر برای دیدن مومیایی "دوشیزه" در موزه «سالتا» در شمال غربی آرژانتین صف کشیدند.
مومیایی یک دختر که باستان شناسان آن را "بی نقص" توصیف می کنند نخستین بار در آرژانتین به نمایش درآمد.
یک بازدیدکننده:"من متحیر شده ام.وقتی نگاهش می کنید هر لحظه انتظار دارید از جا بلند شود و زبان باز کند" .
صدها نفر برای دیدن مومیایی "دوشیزه" در موزه «سالتا» در شمال غربی آرژانتین صف کشیدند.
بقایای این دوشیزه که هنگام مرگ 15 ساله بود، درون گودال یخی 6700 متری آتشفشان کوه های «آند»که نزدیک مرز شیلی است کنار دختر و پسری خردسال پیدا شد.کارشناسان براین باورند که آنها 500 سال پیش به دست قوم «اینکا» قربانی شده اند.
دکتر «یوهان رینهارد»سرپرست گروه باستان شناس که این جنازه ها را سال 1998 کشف کرد می گوید:مومیایی هایی که به این خوبی حفظ شده باشد ندیده بودم.
تصور می شود این سه نفر که «کودکان لولایلاکو» لقب گرفته اند در آیین شکرگزاری ازآنچه «خدایان اینکا» نامیده می شدند،برای برداشت سالانه«ذرت»قربانی شده باشند.
مومیایی "دوشیزه" در محفظه ای پر از هوای سرد و مشابه شرایطی که در آن پیدا شد نمایش داده می شود.بازدیدکنندگان آرژانتینی نسبت به کیفیت مومیایی ابراز حیرت کرده اند زن گفت:"من متحیر شده ام.وقتی نگاهش می کنید هر لحظه انتظار دارید از جا بلند شود و زبان باز کند."
این نمایش اما خشم چندین گروه بومی آرژانتین را هم به دنبال داشته است.«میگل سوارز» از قبیله دره «کالچاکیز» در سالتا اعلام کرد:نمایش مومیایی "اشتباهی بزرگ" است و امیدوارم بازدیدکنندگان به مرده احترام بگذارند.
امپراطوری اینکاها، زمانی بخش بزرگی از آمریکای جنوبی از جمله پرو و بولیوی امروزی تا مرکز شیلی و بخش هایی از آرژانتین را در بر می گرفت که 1532 میلادی با تهاجم اسپانیایی ها فروپاشید




این هم چند عکس برای دسکتاپ امیدوارم خوشتون بیاد.

A 45 year old woman had a heart attack and was taken to the hospital. While on the operating table she had a near death experience. Seeing God she asked "Is my time up?" God said, "No, you have another 43 years, 2 months and 8 days to live.
"Upon recovery, the woman decided to stay in the hospital and have a Face-lift, liposuction, breast implants and a tummy tuck. She even had someone come in and change her hair colour and brighten her teeth!
Since she had so much more time to live, she figured she might as well make the most of it. After her last operation, she was released from the hospital.
While crossing the street on her way home, she was killed by an ambulance. Arriving in front of God, she demanded, "I thought you said I had another 43 years? Why didn't you pull me from out of the path of the ambulance?"
God replied: "I didn't recognize you .
یک خانم 45 ساله که یک حملهء قلبی داشت و در بیمارستان بستری بود . در اتاق جراحی که کم مونده بود مرگ را تجربه کند خدا رو دید و پرسید آیا وقت من تمام است؟ خدا گفت:نه شما 43 سال و 2 ماه و 8 روز دیگه عمر می کنید.
در وقت مرخصی خانم تصمیم گرفت در بیمارستان بماند و عملهای زیر را انجام دهد کشیدن پوست صورت-تخلیهء چربیها(لیپو ساکشن)-عمل سینه هاو جمع و جور کردن شکم . او حالا کسی رو نداشت که بیاد و موهاشو رنگ کنه و دندوناشو سفید کنه !!.
از اونجایی که او زمان بیشتری برای زندگی داشت از این رو او تصمیم گرفت که بتواند بیشترین استفاده را از این موقعیت (زندگی) ببرد.بعد از آخرین عملش او از بیمارستان مرخص شد
در وقت گذشتن از خیابان در راه منزل بوسیلهء یک آمبولانس کشته شد . وقتی با خدا روبرو شد او پرسید:: من فکر کردم شما فرمودید من 43 سال دیگه فرصت دارم چرا شما مرا از زیر آمبولانس بیرون نکشیدید؟
خدا جواب داد :من شمارو تشخیص ندادم!!!"

my mother i love you and i need you,even tough
i love you and i need you,even tough
i may at times have made you tear your hair
i set myself apart,bet even so
your presence and your loves are always there
you are my jail cell and ten-ton door
that keeps me from just being who i am
and so i pound the walls and go to war
ramming all the rules that i can ram
yet though i mast rebel,all the while
i know your love,s the ground on wich i stand
i wait upon the flash of your pround smile,my mother
and twist inside at every reprimand
i,m sorry for the times i,ve caused you pain
after these brief storms,love will remain
مادر دوستت دارم وتا ابد به تو محتاجم
تا ابد دوستت دارم وبه تو محتاجم
وهمین لحظه این قدر اشک برای ریختن دارم که موهایت تر شود
خودم را از تو دور کرده ام،با این وجود توجه وعشق تو هنوز در دلم برپاست
تو مامن وسرپناه من هستی
که مرا از گزندها وآسیب ها حفظ می کنی
من از دیوارها می گذرم وپرواز می کنم
و تمام کارهایی را که باید،انجام می دهم تا در پناه تو باشم
شاید من یاغی وسرکش باشم
اما می دانم حتی زمینی که بر روی آن ایستاده ام از عشق تو سرشار است
من منتظر لبخند درخشان وپرغرور تو هستم،مادر
لبخندی که هر گره ای را باز می کند
برای تمام لحظاتی که به خاطر من رنج کشیده ای متا سفم
اما بعد از طوفان های کوچک
این آرامش است که پا برجا خواهد ماند.
تقدیم به مادرم و همه ی مادر های دنیا